کد خبر : 1061
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۹

دکتر حمید احمدی

لطائف قرآنی/حیات طیب و معقول !

لطائف قرآنی/حیات طیب و معقول !

حمداو را سزد که ‌آدمی را به‌خرد  فضیلت بخشید. قرآن‌حکیم به آدمیان بشارت می‌دهد که اگر اجابت دعوت خدا و پیامبرش کنند، حیات طیبه به ایشان اعطا خواهد شد.“یا أَیُّهَا‌الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوالِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ”۱حیات معقول عبارت است از تکاپوی آگاهانه آدمی که هر یک از مراحل زندگی که در این تکاپو سپری می‌شود،

حمداو را سزد که ‌آدمی را به‌خرد  فضیلت بخشید.

قرآن‌حکیم به آدمیان بشارت می‌دهد که اگر اجابت دعوت خدا و پیامبرش کنند، حیات طیبه به ایشان اعطا خواهد شد.
“یا أَیُّهَا‌الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوالِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ”۱
حیات معقول عبارت است از تکاپوی آگاهانه آدمی که هر یک از مراحل زندگی که در این تکاپو سپری می‌شود، اشتیاق و نیروی حرکت به مرحله بعدی را در انسان می‌افزاید. شخصیت انسانی، رهبر این تکاپو است؛ آن شخصیتی که ازلیّتْ سرچشمه آن است، این جهان معنادار گذرگاهش، و قرار گرفتن در جاذبیت کمال مطلق در ابدیتْ مقصد نهایی‌اش؛ آن کمال مطلقی که نسیمی از محبت و جلالش، واقعیات هستی را به تموّج در آورده و چراغی فرا راه پرفراز و فرود تکامل ماده و معنی می‌افروزد”.۲
زندگی به معنی نفس کشیدن و رفتار غریزی نیست؛ بلکه به معنی تولد دوباره یافتن است. یعنی‌از حیات تیره نفسانی مردن و در عرصه فضیلت‌های اخلاقی تولد یافتن است.
هر جان که‌اللهی شود، در خلوت شاهی شود
ماری بود ماهی شود، از خاک بر کوثر زند» ۳
انسان با بهره مندی از خرد و آموزه‌های وحیانی می‌تواند به تعقل بنشیند و در حیات کوتاه خود در این جهان، معنای حقیقی زندکی را دریابد.
معنای زندگی یعنی کشف رازهایی که ورای این زندگی صوری است که از واجب‌ترین مسائل انسان است. پیام  اولیای الهی گشودن چشم انسان‌بر‌زندگی و دادن معنی به زندگی است. از این رو حیات طیبه و معقول به معنای پاکیزه کردن زندگی نخواهد بود بلکه زایش‌حیات جدیدی براساس خرد متصل به عقل کلی‌و والاست که‌انسان‌به‌سرمایه‌های خویش واقف‌شده و با اختیار و آزادی از اخلاق طبیعی گذر‌ کرده، به اخلاق و زیست انسانی و الهی وارد می‌شود. علامه‌طباطبائی در تبیین این بشارت قرآن؛ می‌نویسد: «حیات به معنای جان انداختن در چیزی و افاضه حیات به آن است، پس این جمله با صراحت لفظش دلالت دارد بر این‌که خدای تعالی مومنی که عمل صالح کند به حیات جدیدی غیر از آن حیاتی که به دیگران نیز داده، زنده می‌کند و مقصوداین نیست که حیاتش تغییر می‌کند؛ مثلا حیات خبیث او را مبدل به حیات طیبی می‌کند که اصل حیات حیات عمومی باشد و صفتش را تغییر دهد؛ زیرا اگر مقصود این بود کافی بود بفرماید: «ما حیات او را طیب می‌کنیم»، ولی این‌ طور نفرمود؛ بلکه فرمود:«ما او را به حیاتی طیب زنده می‌سازیم»۴.
از‌لطایف این‌آیه‌کریمه که مبین یکی از نظریه‌های بنیادین مدنیت اسلامی است، آن باشد که ورود به حیات طیبه و معقول مبتنی‌ا‌ست: اولاً، باید از ایمان صادقانه و باورمند به خداوند بهره‌مند باشد تا در فرایند این زیست الهی قرار گیرد، چنان‌که فرمود: “ذَٰلِكَ الْكِتَابُ‌لَا رَيْبَ‌فِيهِ ۛ‌هُدًى لِلْمُتَّقِينَ” یعنی‌ اهل ایمان و یقین را این کتاب‌الهی راهنماست. لذا آیه کریمه مخاطب بشارت را اهل ایمان قرار داد و‌فرمود: ” يا ایهالذین آمنوا استجیبوا لله”
ثانیاً، شرط ورود اهل ایمان به این‌ ساحت، پی‌جویی اجابت دعوت خداوند، پیامبر و اولیائش باشد که در سایه خرد ناب ممکن خواهد بود. لذا در کریمه دوم سوره بقره فرمود : این کتاب یعنی‌قرآن‌شریف،هادی اهل‌ایمان‌است، چون قرآن دعوت نامه پیامبر خداست و در کریمه بعد،عمل به این دعوت‌را‌متذکرمی‌شود: “الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ”آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می‌دارند و از آن‌چه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.”
این‌ها نمونه‌هایی از عمل صالح‌اند که در این‌دعوت‌نامه آسمانی به کرّات بیان شده‌اند.
درکریمه دیگر تصریح می‌شود که،حیات طیبه؛ رهاورد عمل صالح مومنان معرفی است:
“مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً”۵
“از مرد و زن، هر که کار شایسته انجام دهد در حالی‌که مؤمن است،حتماً او را به زیست طیبه حیات می‌بخشیم”
بنابراین شرط زیست طیب؛ پیوستن به صاحبان‌حیات و مدنیت معقول و پاک است، آنان‌ که در ساحت حیات طیبه زیستند.
ای خنک آن مرد کز خود رسته شد
در وجود زنده‌ای پیوسته شد
چون‌تو در‌قرآن حق‌بگریختی
با روان انبیا آمیختی
هست قرآن حال‌های انبیا
ماهیان بحر پاک کبریا
ور‌بخوانی‌و نه‌ای قرآن‌ پذیر
انبیاواولیا را دیده گیر
ورپذیرایی‌چو برخوانی قصص
مرغ‌جانت تنگ‌آید در قفس
مرغ کو اندرقفس زندانیست
می‌نجوید رستن از نادانیست۶
● ادامه دارد
حمید احمدی

           ۲۱آذر ۱۴۰۴

۱- انفال،۲۴
۲-محمد‌تقی‌جعفری،‌
حیات‌معقول،ص۳۷
۳-دیوان‌شمس،غزل ۵۳۸
۴-تفسیرالمیزان،ج۱۲ص۴۹۱
۵-نحل،۱۹۷
۶-مثنوی، دفتر اول، بخش۸۳

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.